سید محمد طه هاشمی سید محمد طه هاشمی ، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 16 روز سن داره

ستاره آسمون زندگی ما

جشن قدم زنبوری محمدطه

1392/11/30 16:09
نویسنده : B.M
346 بازدید
اشتراک گذاری

روزها و ساعت‌ها رو به  عشق بوی نفست طی میکنم 
تک فرزندم 
تو رو دوست دارم  به خاطر پاکی‌ت...
به خاطر وجوده لطیفت...
به خاطر دونه دونه لحظه‌های خاطره انگیزت .
من این حس قشنگو به تو مدیونم
می دونم كه تا دنیا باشه عاشق تو می مونم


جشن قدم محمد طه‌ي عزيزم رو تاريخ ٣/11/92 گرفتيم با تم زنبوري خيلي هم خوش گذشت البته گل پسر من توي 15 ماهي قدم هاي كوچكش رو برداشته بود ولي ماماني وقت نكرده بود جشنش رو بگيره..
پسرم سعي كردم همه چیز برات به بهترين شكل باشه يك هفته قبل از جشن هر شب تا ساعت 3 بيدار بودم و كارهاي تم تولدت رو انجام مي دادم و بايد بگم كه تمام كارهاي طراحي، اجرا، نصب رو خودم انجام دادم هههههه (از خودم تعريف كنم) از دو روز قبل هم در گير غذا ها بودم غذاهاي جشن هم (الويه،‌فلافل،جوجه چين ، ژله،‌دوغ،‌نوشابه) بود و  از مهمان‌های عزیزم هم با شیر کاکائو و شرینی و چیپس و پفک پذیرایی شد.
از مامان زهره و خاله و دايي و بابا رضا هم خيلي تشكر مي كنم كه خيلي بهمون كمك كردن..
زنبور كوچولوي مامان ولي يه ضد حال به مامان زدي و دقيقاً صبح روز جشن تب كردي و بي حال بودي و توي مراسم همش بغل من بودي و حوصله هم نداشتي به خاطر همين نشد كه زياد ازت عكس تكي بندازم .

و حالا جزئيات جشن قدم زنبور كوچولوي ما

کارت دعوت محمد طه عزیز
که البته تاریخش به ٣/١١/٩٢ تغییر کرد

فلش جشن

نمای میز چپس و پفک

این ردپاها رو روی زمین چسبونده بودم

باید عذر خواهی کنم بعضی از عکسها تار افتاده

میز میوه

جعه دستمال کاغذی

گیفت هدایای بچه ها و پاکت‌های پاپ کورن

آقا زنبور کوچولو

میز شام

کیک جشن

( که جای شما خالی خیلی هم خوشمزه بود)

پسر زنبور 

زنبور کوچولی من اینجا اصلاً حال نداره و تب کرده  

مامان قربون اون بداخلاقیت بشه که همون اول چنگ زدی تو کیک و گوشه کیک رو خوردی

پدر و پسر زنبور

( هر دوتاییتون چیگر منید)

بابای زنبور به همراه مامان زنبور سانسور شده ههههههههه

و در آخر خانواده زنبوری

 و بازم یه مامان ساسنور شده

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

امیر حسین و مامانش
25 اسفند 92 17:11
پاپیش نوروز مبارک عزیزم ما داریم میریم مکه حلال کنین اگه خوبی بدی چیزی خلاصه عزيزم به سلامتي ما رو هم دعا كنيد سفر خوبي داشته باشين
عموخان
15 تیر 93 16:19
از زحمات من تشکر نشد اون شب من خسته شدم واسه برش دعوتنامه ها تازشم فردا واس اول صبح حرکت می کردم وا س یطوری جبران کنید هههههههههههه آره واقعاً شما و باباي محمد طه كه خيلي خسته شديد نهايتاً ده تا كارت روي هم دو تايي هم برش نزديدههههههههههههههه ولي تشكر